در این گزارش به بررسی کامل «ابزاری برای تایپ کردن افراد اسیب طناب نخاعی گردنی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
بعد از ترخیص از بیمارستان به محضی که به خونه رسیدیم گفتم دو تا تخم مرغ نیمرو کنن که اولش خانواده مخالفت میکردندن با اصرار من نیمرو درست شد بعد از 76 روز غذا نخوردن چقدرعالی بود حس غذا خوردن و مزه غذایی رو چشیدن بعد از تعطیلات عید به مطب یک دکتر متخصص شخصی رفتیم و ایشون که فرد مسن و با تجربه ای بود با دیدن عکسها و معاینه و پرسیدن وضعیت خوردن و اشامیدن بمن اطمینان داد که میتونم غذا بخورم و هیچ منعی نیست دمش گرم با خوردن غذا تقریبا روحیه ام بهتر شد با وجود اسیب دیدگی نخاعی .
بگذریم دو سال طول کشید تا زخمی که توی گلو برام ایجاد کرده بودند بسته بشه توی اون دوسال کذایی من از هر گونه تحرک و ورزشی دور موندم چرا که در صورت تحرک زخم گلوم باز میشد بهمین خاطر نباید ورزش میکردم و این عدم تحرک کلی عضلاتم رو تحلیل برد بنوعی دوسال عقب افتادم غرض از این مقدمه این بود که در حین این حدود دوسال هیچ استقلال حرکتی یا معاشرت با دیگران غیر از ملاقات حضوری اقوام ودوستانم ارتباطی با کسی نداشتم تا روزی که این گوشی های هوشمند لمسی تازه وارد بازار شده بود رو دیدم که یکی از دوستان همراه داشت کنجکاو شدم که ایا میتونم از این فناوری جدید تاچ استفاده کنم یا نه که از دوستم خواستم که گوشی رو جلوی دستم بذاره بسختی با پشت انگشتام یک جمله کوتاه تایپ کردم این شد که بفکر این بیافتم که یک لب تاپ تهیه کنم بلاخره بهر زحمتی بود لب تاپ رو خریدم تازه بعد از خرید شروع مشکلات بود اوایل که دست چپم حرکت کمی داشت با ورزش و تحرک دست راستموهم کمی راه انداختم اما با همون دست چپ بسختی و با تعادل کم تایپ کردن و حرکت دادن موس لب تاپ رو شروع کردم خیلی سخت بود تا اینکه بفکر افتادم تا چاره ای برای سهولت تایپ کردن پیدا کنم اوایل بکمک یک کش پنج سانتی پهن که دور انگشتها رو میگرفت و یک حلقه پلاستیکی و یک چوب بستنی که انگشت سبابه رو فیکس میکرد خیلی ساده مفید کاربردی و کم هزینه با این ترفند کم کم توانستم با لب تاپ کار کنم و وارد دنیای مجازی و ارتباط با دوستان این شروع ورود من به جامعه بود هر چند مجازی اما از همین دنیای مجازی با اقای پاشایی اشنا شدم که داستان جدایی داره که بعد به ان خواهم پرداخت.
در ابتدا به نحوه تایپ کردن که در اوایل بسیارسخت بود با شرایط سخت ویزه ای که من داشتم چون اسیب دیدگی من از مهره 4-5 گردن هست یعنی عملا دستهام کارایی چندانی نداره اینا رو توضیح دادم که تصوری از وضعیت من در ذهن داشته باشید همینطوری که در بالا گفتم اویل بعد از مدتی تامل به این نتیجه رسیدم که باید یکی از انگشتانم رو فیکس کرده تا شرایط تایپ کردن برام اسونتر بشه شکل زیر اولین نمونه بود.



بعد از مدتی استفاده ایده های بهتر به ذهنم رسید اما عملی کردن این ایده ها مشکلات فراوانی داشت اینکه چیزی توی ذهن شما باشه و بخوایی نقشه اونو روی کاغذ پیاده کنی و الگو ازش در بیاری یعنی اینکه فقط بطور کلامی بگی حتی اشاره با دست هم مقدور نباشه خلاصه پیاده کردن طرحی برای افراد نخاعی گردنی مثل من خیلی سخته اما با توضیحاتی که میدادم بهر زحمتی طرحها پیاده میشد عکس اخرین ایده و طرح برای تایپ کردن افراد نخاعی گردنی رو براتون میزارم شاید کسی از دوستان مورد استفادش قرار بگیره

احد رحیمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل قربانی