موضوع «شعر نو زیبا نوشته یکی از توانمندان ویلچری» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
رهایم کن
در اقیانوس ارام
در قله ی اورست
روحم را ازاد کن
وجودم را از غم زنجیر پاک کن
خداوندا
دوستت دارم
قسم به شبنم های چکیده از چشمان مادرم
قسم به چروک های پشت دست پدرم
قسم به گیسوان خاکستری رنگ مادرم
خداوندا
ارامش از من دور شده
در تلاطمی اسیرم که
حتی
دریا اسارتش را نچشیده
روحم سرگردان است
وجودم بی قرار
چشم هایم بی وقفه در انتظار یار
آه ای یار
کجایی
کجایی یار بی وفای من
رفتی و شکستنم را ندیدی
کمان ابروانم خم شده
دلم چین خورده
با قلبی مالامال از حسرت
در انتهای خیابان
دو زانو نشستم ودیدم
دیدم رفتنت را
دیدم احساس نابود شده ام را
دیدم دل رنجورم را
اما دم نزدم
وچه بس سنگین بود سکوت آن شبهایم
سکوتی سنگین
طاقت فرسا
اما ارحم است این راحمین
رعد زد
برق کشید خنجرش را
چه رقصی میکند باران با موزیک رعد و برق
و چه هلهله ای به پا کرده این طوفان موهایم خیس
تنم خیس
حتی چادرم خیس
میرانمو میرانم
یار جدیدم را
بهش میگوند ویلچر
لیکن من میگویم گور متحرک
اخر زنده به سیاه چال افتادم
در اوج به زیر رسیدم
همچون گلهای غالیه کوچکی که مادرم بافته گره خوردمو گره خوردم
تا فرشی بافته شد
فرشی از جنس صبر
نخ هایش از جنس آرزو
گره هایش از جنس حسرت
نمی دانم سرنوشتم چه خواهد شد
قاب می شوم یا لول
اما هرچه شوم میدانم که
فقط خودم می توانم بر دیوار برم یا زیر پا
شعر نو: آنه
https://t.me/mintsci
احد رحیمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل قربانی